آثار حقوقی تغییر جنسیت

تغییر جنسیت و آثار حقوقی آن

یکی از چالش برانگیزترین پدیده های اجتماعی در جهان امروز ترانس سکچوالیسم یا دگرجنس گرایی می باشد که به فارسی تغییر جنسیت ترجمه شده است. در این مقاله سعی شده است به آثار حقوقی تغییر جنسیت بر زندگی اجتماعی شخص بپردازیم.

برخی بر این عقیده هستیند که اصطلاع درست تر ، عنوان آثار حقوقی تطبیق جنسیت است ، فارق از عنوان ، به ماهیت موضوع می پردازیم.

در حالی که بسیاری از مردم این پدیده را انحراف قلمداد می کنند، بسیاری از پزشکان آن را یک بیماری می دانند که باید درمان شود. برای درمان این بیماری راهکارهای متعددی پیشنهاد شده است که مهمترین آنها، تغییر  جنسیت از طریق جراحی است.

تغيير جنسيت يكي از موضوعات مهمي است كه نه تنها از ديد پزشكي بلكه به لحاظ مباحث حقوقي حايز اهميت است.

 

در این رابطه، پرسش مهم این است که موضع قانونگذار ما در خصوص آثار حقوقی تغییر جنسیت چیست؟

 

با گروه وکلا آسا همراه باشید.

در ابتدا لازم است تعاریف عنوان پر کاربرد را بدانیم.

واژه تغییر جنسیت به چه معناست؟

تغییر جنسیت عبارت است از: تبدیل یا تغییر جنسیت یک فرد از مذکر به مونث یا از مونث به مذکر یا از خنثا به مذکر یا از خنثا به مونث یا از مذکر به خنثا و یا از مونث به خنثا.

 

 

خنثی به چه معناست؟

خنثی کسی است که هردو آلت تناسلی را دارد و صورتی دیگر هم فرض می شود وآن کسی است که فاقد هردوآلت تناسلی است.

 

 

تراجنسی یا ترنس سکچوالی :

به کسانی گفته می شود که به دلیل نارضایتی از جنس خود، خواستار تغییر جنسیت شان هستند؛

زیرا جنسیتی که در روانشان حس می کنند با جنسیت جسم شان متضاد است.

این افراد از زمانی که خود را می شناسند، احساس می کنند به جنس دیگر تعلق دارند و در کالبدی اشتباه به دنیا آمده اند.

در واقع مبتلایان به اختلال هویت جنسی دچار نارضایتی از جنسیت خود هستند، بی آنکه هیچگونه ناسامانی یا مشکلی در جسم آنان مشاهده شود.

 

 

دوجنسیتی : 

در این اختلال، که با اصطلاح ابهام هویت جنسی شناخته می شود با فردی روبرو هستیم که از بدو تولد آلت تناسلی بینابین دارد.

این افراد هویت جنسی مشخصی ندارد.

 

 

مفهوم پزشکی تغییر جنسیت چیست؟

توجیه علمی این حالت در مبحثی تحت عنوان اختلال هویت جنسی یا دگر جنس باوری نهفته است.

هویت جنسی یک حالت روانشناختی است که بازتاب احساس درونی شخص از مرد یا زن بودن خویش است.

هویت جنسی به یک رشته نگرش ها، الگوهای رفتاری و سایر صفاتی که معمولا به مردانگی و زنانگی مربوطند و توسط فرهنگ خاص افراد تعیین می شوند، متکی است.

دگر جنس باور فردی است که عقیده دارد متعلق به جنس مقابل است. به علاوه او احساس بیگانگی نسبت به بدن خود داشته و آرزوی قوی برای زندگی کردن به عنوان فردی از جنس مقابل را دارد و برای تغییر دادن ظاهر بدنی و تناسلی خود به شکل ظاهر بدنی و تناسلی جنس مقابل تلاش می کند.

 

 

جواز تغییر جنسیت در فقه 

با توجه به این امر که قوانین کشور ما بر مبنای فقه تنظیم شده است و مبانی فقهی در اکثریت مبانی حقوقی تاثیر گذاشته است ، لازم است آثار حقوقی تغییر جنسیت را از بابت فقی بررسی نماییم.

در برخی از آرای دادگاه ها، ظاهرا مشروع بودن تغییر جنسیت مفروض شمرده شده، در حالی که لازم است با توجه به سکوت قانونگذار و نظر مخالف برخی از فقها، به آراء و نظرات فقهی استناد شود تا مشخص شود که مجوز جراحی تغییر جنسیت برچه اساس و مبنایی صادر شده است.

در این زمینه،فقها نظرات متفاوتی ابراز کرده اند:

1- عده ای از فقها، تغییرجنسیت را تنها در افراد خنثی مجاز می دانند. (جواز مشروط)

2- برخی دیگر از فقها شیعه، تغییر جنسیت افراد ترانس سکچوال را جایز میدانند. (جواز مطلق)

3- تعداد کمی از فقهای شیعه به طور کلی تغییرجنسیت این افراد را حرام میدانند. (ممنوعیت مطلق)

با بررسی آراء و نظرات فقهی قابل دفاع ترین موضع در این زمینه، جواز مشروط است.

به عبارت دیگر، با توجه به راهکارهای درمانی موجود، و به عنایت به ادلهای که ارائه شد، تغییر جنسیت باید منوط به اضطرار باشد و تشخیص این امر نیز با قاضی است که باید با جلب نظر کارشناس احراز گردد.

 

 

آثار حقوقی تغییر جنسیت بر نکاح چیست؟

در این جا با این پرسش مواجه خواهیم شد که چنانچه يكى از زوجين يا هر دو، تغيير جنسيت دهند، تكليف نكاح و شرایط و ضوابط آنها چه خواهد شد؟

 

دو نظريه در اين زمينه مطرح است:

1-نظریه انفساخ نکاح:

به نظر برخي مؤلفان حقوقي با تغيير جنسيت يكي از طرفين، عقد نكاح منفسخ ميشود یعنی خود به خود بهم میخورد؛ زيرا هم در ابتدا و هم در ادامه، ازدواج بايد بين دو غير هم جنس باشد.

چون در زمان انعقاد نكاح، طرفين به ظاهر جنسيت مخالف هم داشته اند، با توجه به حجيت ظواهر، دليلي بر بطلان نكاح وجود ندارد و نكاح در مرحله انعقاد، صحيح منعقد شده ولي در خلال مدت نكاح كه تغيير جنسيت انجام شده است و دو جنس مخالف، همجنس شده اند، اقتضا و امكان بقاي عقد از بين مي رود و در نتيجه عقد منفسخ مي شود.

 

2- -نظريه بطلان نكاح:

در صورتي كه فقط يكى از زوجين تغيير جنسيت دهد، ازدواج از زمان تغيير جنسيت باطل است.

چون امكان بقاى ازدواج وجود ندارد و ازدواج مرد با مرد يا زن با زن مشروع نيست.

قانون مدنى ايران نيز به لزوم اختلاف جنس در ازدواج اشاره دارد كه براى نمونه مى توان به مواد 1035 ،1059 ،1067 ،1122 و 1124 اشاره كرد.

از آنجا كه اختلاف جنس را هم هنگام عقد و هم در دوران زناشويى بايد شرط صحت نكاح دانست و به عبارت ديگر اختلاف جنس هم در ابتدا و هم در ادامه شرط است، از اين رو نكاح با تغيير جنسيت باطل خواهد شد.

البته، اين دادگاه است كه بايد تغيير جنسيت را براساس نظر كارشناس احراز و بطلان نكاح را اعلام كند.

 

 

اثر حقوقی تغيير جنسيت زوجين به صورت غير همزمان:

در اين حالت، همانند حالت سابق، ازدواج باطل است چون مجوز شرعى براى ابقاى ازدواج سابق وجود ندارد.

به محض اينكه يكى از زوجين جنس خود را تغيير دهد، مثلاً جنس مرد به زن تبديل شود، در حالت جديد هر دو همجنس خواهند شد و ازدواج سابق از بين خواهد رفت.

حال اگر زن نيز بعد از مدتى تغيير جنسيت دهد، علقه زوجيت حاصل نمى شود بلكه نياز به اجراى خطبه عقد است.

 

 

تغيير جنسيت زوجين به صورت همزمان:

در این مورد دو احتمال وجود دارد:

1- ازدواج سابق همچنان داراى دوام و بقا مى باشد.

2- ازدواج سابق دوام نداشته و در وضعيت جديد باطل گشته است.

 

 

آثار حقوقی تغيير جنسيت بر مهريه:

مهر عبارت از مالي است كه به مناسبت عقد نكاح، مرد ملزم به دادن آن به زن مي شود.

در این مورد چهار نظریه مطرح است:

1- نظریه عدم استحقاق مهر: در مورد تأثير تغيير جنسيت بر مهر يك احتمال اين است كه پرداخت مهريه، چه دخول شده باشد يا نشده باشد، مطلقاً لازم نيست.

 

2- نظریه استحقاق تمام مهر: به نظر برخي فقيهان پرداخت كل مهريه، چه دخول شده باشد يا نشده باشد، مطلقاً لازم است.

 

3- نظریه استحقاق تمام مهر در صورت تحقق عمل زناشويي و استحقاق نصف مهر در صورت عدم آن: به نظر برخي در صورت دخول، پرداخت كل مهريه لازم است و الّا نصف مهریه لازم است.

 

4- عدم استحقاق مهر در صورت تغيير جنسيت زوجه بدون اجازه زوج: در مورد تأثير تغيير جنسيت بر مهر، احتمال ديگر اين است كه اگر عمل مزبور از سوى زن و
بدون اجازه شوهر باشد، چه دخول شده باشد و چه نشده باشد، مطلقاً چيزي بر شوهر لازم نيست.

 

 

تغییر جنسیت

 

 

 “اثر حقوقی تغيير جنسيت بر ارث “

 

1- ارث بردن فرزندان تغییر جنس داده شده از والدین خود:

در مورد ارث، در صورتي كه تغيير جنسيت از سوي فرزندان باشد، ميزان ارث براساس جنسيت فعلي مي باشد.

اگر يكى از والدين پسر يا دختری که  تغيير جنسیت داده است، فوت کند، پسرِ فعلى دو برابر دختر فعلى ارث می برد و همچنين است در ساير طبقات ارث پس اگر
دختر به جنس پسر، تغيير جنسيت دهد، دو برابر دختر ارث مىبرد و بالعكس.

 

 

2- ارث بردن والدين تغيير جنس داده از فرزند خويش:

دو نظر در این خصوص وجود دارد:

الف) والدين تغييرِ جنس داده، اصلاً از فرزند خود ارث نمى برند و رابطه توارث به طور كامل قطع مى شود.

اين احتمال بعيد است. چون موانع ارث در فقه و قانون مدني محدود به چهار مانع است که تغییر جنسیت جزء موارد احصا شده نمی باشد.

ب) والدين از فرزند خود ارث مى برند؛ در این خصوص دو مبنا وجود دارد:

مبناى اول: ارث بردن به لحاظ زمان انعقاد نطفه.

مبناى دوم: ارث بردن به لحاظ خويشاوندى و نزديكي به ميت.

مبنای اول پذیرفته شده است، زیرا ارث بردن والدين به لحاظ حالت بسته شدن نطفه است و عنوان پدر و مادر به کسانی اطلاق می شود که نطفه از آن اوست و این عنوان بعد از تغییر جنسیت نیز تغییر نمی کند.

 

 

اثر تغيير جنسيت بر عده:

چنانچه زن تغيير جنسيت دهد، ازدواج سابق باطل مى شود. حال آيا بلافاصله بعد از تغييرجنسيت مىتواند ازدواج نمايد يا بايد عده نگه دارد؟

در پاسخ به اين سؤال دو احتمال مطرح است:

1- احتمال اول اين است كه تغيير جنسيت همانند مرگ و طلاق است و نياز به عده دارد، چون غايت و هدف عِده، رعايت حرمت شوهر است.

2- احتمال دوم اين است كه تغيير جنسيت سبب سقوط عده مى گردد چون حكم عده از احكام مربوط به زنان است و وجود آن براى مردان قابل تصور نيست.

ماده 1150 قانون مدنى كه در تعريف عده مقرر مي دارد: عده عبارت است از مدتى كه تا انقضاى آن زنى كه عقد نكاح او منحل شده است نمى تواند شوهر ديگر اختيار كند، با احتمال دوم سازگار است.

 

 

آثار حقوقی تغيير جنسيت بر ولايت و حضانت كودكان

 

1- -تغيير جنسيت مادر به مرد:

در اين حالت مادري كه تغيير جنسيت داده است، ولايت بر اولاد صغار پيدا نمىكند.

آن عنوانى كه ولايت براى آن ثابت می شود، عنوان پدر است كه از او فرزند به وجود آمده است و عنوان پدر بودن و مادر بودن، از عناوين خاص است كه با تغيير جنسيت، اين عنوان همچنان باقى است؛

زيرا عنوان «پدر» وصف كسي است كه نطفه از او بوده و عنوان «مادر» وصف كسي است كه وضع حمل كرده است.

 

2- تغییر جنسیت پدر به زن:

در اين حالت دو نظر وجود دارد:

الف) سقوط ولايت: به نظر برخي فقها چنانچه جنس مرد به جنس مخالف تغيير كند، ظاهر آن است كه ولايتش بر كودكان ساقط مى شود.

ب) بقا ولایت: نظر ديگر اين است در صورتي كه مرد به جنس مخالف، تغيير جنسيت دهد، اين شخص همچنان نسبت به فرزندانش ولايت دارد.

چون اولاً بر اين مرد كه به جنس مخالف تبديل شده، عنوان «پدر» همچنان صادق است و فرزند او مى تواند بگويد كه اين شخص پدر من است كه اكنون به جنس مخالف تبديل شده است. به عبارت ديگر، عنوان اُبوت يا پدرى بر فردى صادق است كه فرزند از اسپرم او ايجاد شده است.

 

نتیجه: در حقوق ايران، فلسفه اين حقوق بيشتر حفظ مصلحت كودك است و والدين به اين مورد ملزم هستند.

بنابراين اگر تغيير جنسيت اثري سوء نسبت به كودك نداشته باشد و به او آسيبي وارد نكند، دليلي بر سقوط اين حقوق وجود ندارد، ولي اگر به كودك صدمه وارد كند، مي توان به استناد فلسفه وجودي آن، حكم به سقوط حق حضانت يا ولايت دارنده حق كرد؛ همانگونه كه در ماده 1184 ق.م نيز سلب حق ولايت ولي يا عزل وي پيش بيني شده است.

 

 

اثر تغییر جنسیت بر حق ازدواج:

حق ازدواج از حقوق اساسي هر شخصي محسوب مي شود و اهميت آن در سلامت روحي و جسمي انسان غيرقابل انكار است.

بنابراين شخص بعد از تغيير جنسيت نيز مي تواند از تمامي حقوق مترتب بر جنسيت جديد خود كه يكي از آنها حق ازدواج مي باشد، بهره مند شود و با لحاظ رعايت محرمات با جنسيت مخالف خود ازدواج كند.

 

 

اثر حقوقی تغییر جنسیت بر دیه:

میزان دیه شخص بر مبنای جنسیت جدید محاسبه می شود، زیرا عرفا شخص به جنسیتی ملحق است که در زمان مطالبه دیه با تایید متخصصین، خود را به آن ملحق کرده است.

بنابراین ملاک دریافت دیه، جنسیت زمان مطالبه خواهان دیه است و اگر از زمان وقوع حادثه تا زمان مطالبه دیه با رعایت تمام استانداردهای پزشکی و تایید متخصصین تغییر جنسیت دهد، دیه او بر مبنای جنسیت زمان مطالبه محاسبه می شود.

اگر مصدوم فوت کرده و وراث او خواهان دیه است، دیه بر مبنای جنسیت زمان فوت محاسبه می گردد.

 

 

مراحل حقوقی تغییر جنسیت

1-تشخیص و اطمینان از وجود تضاد بین جسم و روان به کمک حداقل دو روانپزشک با تشکیل پرونده مشاوره ابتدایی.

2-مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دادخواست تغییر جنسیت.

3-ارجاع دادگاه به پزشکی قانونی برای تأثیر اختلال جنسی توسط پزشکان و راونپزشکان معتمد پزشکی قانونی.

4-صدور حکم دادگاه و مراجعه به مراکز درمانی مانند بیمارستان حضرت زهرا که از سوی وزارت بهداشت برای انجام عمل های تغییر جنسیت معرفی شده اند.

روش دیگر این است که  می توان با طرح مستقیم درخواست در دادگاه بر سرعت عمل این خواسته افزود.

قابل ذکر است که برای انجام عمل تغییر جنسیت، وام بلاعوض از سوی سازمان بهزیستی به افراد پرداخت می شود. این هزینه به طور معمول برای جلسات مشاوره، لیزر پوست و بالاخره هزینه جراحی به افراد متقاضی پرداخت می شود.

 

 

دادگاه صالح برای تغییر جنسیت کجاست ؟

مطابق با بند 18 ماده 4 قانون حمایت خانواده، دادگاه صالح برای طرح درخواست تغییر جنسیت دادگاه خانواده است.

حکم دادگاه شامل دستور به اداره ثبت احوال برای اصلاح مدارک شناسایی فرد متقاضی نیز هست.

 

 

جهت مشاوره با وکیل خانواده ما تماس بگیرید. 22350512 و 26766919

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.