گاهی فرد برای انجام امری، دیگری را به عنوان وکیل خود تعیین می کند و انجام آن امر را بر عهده ی وکیل می گذارد. حال ممکن است شرایطی وجود داشته باشد که موجب باطل تلقی شدن وکالت شود. و یا موکل درخواست ابطال وکالتنامه را داشته باشد.

در این مطلب به پاسخ سوال فوق می پردازیم. با گروه وکلای آسا همراه باشید.

تعریف عقد وکالت:

وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین دیگری را برای انجام کاری نماینده و نایب خود قرار دهد.

کسی که برای خود نماینده تعیین می کند، موکل و کسی که به سمت نمایندگی تعیین می شود، وکیل نام دارد.

وکالت یک عقد جایز است؛ یعنی هر یک از وکیل و موکل می تواند هر وقت بخواهد، عقد را بر هم بزند.

بنابراین موکل می تواند در هر زمان وکیل را عزل کند و وکیل هم می تواند از وکالت استعفاء دهد.

نکته: اگر موکل حق عزل وکیل را از خود ساقط کرده باشد، دیگر نمی تواند یک طرفه این عقد را بهم بزند، مگر در موارد خاص که ما در این مقاله به آن پرداخته ایم.

وکالتنامه عادی و رسمی:

مطابق ماده ی 34 قانون آیین دادرسی مدنی، وکالت می تواند ضمن یک سند عادی یا یک سند رسمی تنظیم شود.

وکالتنامه زمانی رسمی است که در اداره ی ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی یا نزد سایر مامورین رسمی در حدود صلاحیت آنها و طبق مقررات قانونی تنظیم شود.

اگر وکالتنامه ای شرایط فوق را نداشته باشد، عادی محسوب می شود. برای مطالعه ی بیشتر می توانید به مطلب سند چیست مراجعه نمایید.

وکالتنامه وکیل دادگستری که  در دفتر وکیل تنظیم می شود، از نوع وکالت عادی است .

موارد ابطال وکالتنامه کدام است؟

به طور کلی هر عقد و قراردادی در یکی از سه وضعت زیر قرار می گیرد:

  • قراداد صحیح است:

زمانی که کلیه شروط صحت عقد با توجه به ماده ی 190 قانون مدنی موجود باشد، عقد صحیح است و اثر حقوقی خود را ایجاد می کند.

  • قرارداد غیرنافذ است:

اگر شرطی از شرایط صحت عقد وجود نداشته باشد اما این شرط بعدا بتواند به عقد ملحق شود عقد در حالت غیرنافذ قرار می گیرد. حال اگر آن شرط به عقد اضافه شود عقد را صحیح می کند. در واقع عقد غیرنافذ بین دو حالت صحت و بطلان قرار گرفته است و ممکن است به سوی هر یک از این دو وضعیت حرکت کند.

  • قرارداد باطل است:

اگر شرط یا شروطی از شرایط صحت عقد وجود نداشته باشد، اما این شرط حتی اگر بعدا هم به عقد اضافه شود، نمی تواند عقد را از بطلان نجات دهد و چنین عقدی هیچ گاه صحیح نخواهد شد.

 

 شروط صحت وکالت نامه:

بنابراین ما در مواردی باید به دنبال ابطال وکالتنامه باشیم که عقد وکالت یکی از شروط صحت عقد را نداشته باشد. این شروط با توجه به ماده ی 190 قانون مدنی عبارتند از:

 

  1. طرفین قصد و رضایت بر وکالت دادن داشته باشند.
  2. وکیل و موکل هر دو اهلیت داشته باشند.
  3. وکالت بایستی در خصوص موضوع معینی باشد.
  4. مشروعیت جهت وکالت.

بنابراین در صورت فقدان هر یک از شرایط فوق می توان ابطال وکالتنامه را درخواست کرد.

 

موارد فسخ وکالتنامه

ابطال وکالتنامه رسمی:

 

همان طور که توضیح دادیم، وکالتنامه ی رسمی وکالتنامه ای است که در دفاتر اسناد رسمی تنظیم می شود.

سوالی که ممکن است وجود داشته باشد این است که آیا امکان ابطال چنین وکالتنامه ای وجود دارد؟

بله وکالتنامه های رسمی از طریق مراجعه به دادگاه و طرح دعوا قابلیت ابطال دارند.

بنابراین در مواردی که یکی از شرایط صحت معاملات در عقد وکالت رعایت نشده باشد، می توان ابطال وکالتنامه را از دادگاه تقاضا کرد.

مثلا اگر شخصی که محجور است به دیگری وکالت بدهد، آن وکالت به واسطه ی عدم اهلیت موکل باطل است. بنابراین می توان ابطال وکالتنامه را تقاضا کرد.

انفساخ وکالت:

مواردی هم در قانون بیان شده است که در صورت وجود آنها، وکالت منفسخ می شود.

البته در این موارد به اشتباه از لفظ بطلان و ابطال وکالتنامه استفاده می شود. انفساخ در مواردی اتفاق می افتد که عقد و قراردادی که بدون اراده و اختیار طرفین بر هم می خورد. البته ممکن است سبب بر هم خوردن عقد با اراده ایجاد شده باشد.

مثلا اگر علی به حمید وکالت برای فروش آپارتمان خود بدهد و سپس علی فوت کند، عقد وکالت منفسخ شده و وکالتنامه هم دیگر اعتباری ندارد.

حال در نظر بگیرید علی به حمید برای فروش آپارتمان خود وکالت دهد و سپس خود علی اقدام به فروش آپارتمان کند.

در این صورت موضوع وکالت از بین رفته و عقد وکالت منفسخ می شود.

 

موارد انفساخ وکالت عبارتند از:

  • محجور شدن وکیل یا موکل.
  • فوت وکیل یا موکل.
  • انقضای مدت وکالت.
  • از بین رفتن موضوع وکالت.
  • از بین رفتن متَعَلَق وکالت.

در این موارد نیز با توجه به از بین رفتن عقد وکالت، می توان تقاضای ابطال وکالتنامه را مطرح کرد تا از سوء استفاده های بعدی جلوگیری شود.

ابطال وکالتنامه جعلی:

ممکن است شخصی با وکالتنامه جعلی، از سوی شما اقداماتی انجام دهد.

در این صورت شما می توانید شکایت جعل را علیه چنین شخصی مطرح نمایید.

چنانچه پس از رسیدگی، احراز شود که شخص واقعا جعل انجام داده است و با استفاده از وکالتنامه ی جعلی از سوی شما اقداماتی را انجام داده است، علاوه بر محکومیت این فرد به مجازات جرم جعل و استفاده از سند مجعول، وکالتنامه ی جعلی هم ابطال می شود.

همچنین می توانید با مراجعه به دادگاه های حقوقی تقاضای ابطال وکالتنامه به علت جعلی بودن آن را تقاضا کنید.

ابطال وکالتنامه محجور:

هر شخصی تنها در آن مواردی که اهلیت و صلاحیت دارد می تواند به دیگران وکالت دهد یا وکالت دیگری را بپذیرد.

پس اگر موکل برای انجام امری صلاحیت نداشته باشد، نمی تواند برای انجام آن امر به دیگری وکالت بدهد.

در مقابل وکیل هم اگر اهلیت و صلاحیت انجام امری را نداشته باشد، نمی تواند انجام آن امر را به نمایندگی از دیگری بر عهده بگیرد.

پیشتر توضیح دادیم که یکی از شرایط اساسی برای صحت عقد وکالت، اهلیت داشتن وکیل و موکل است.

حال اگر موکل محجور باشد و به دیگری وکالت دهد، یا شخصی یک انسان محجور را وکیل خود قرار دهد، عقد وکالت باطل است.

بنابراین افراد ذی نفع می توانند از دادگاه حقوقی تقاضای ابطال وکالتنامه را به واسطه ی عدم اهلیت وکیل یا موکل مطرح نمایند.

به طور مثال، کلیه اعمال حقوقی شخص مجنون (دیوانه) باطل است. حال اگر این مجنون به دیگری برای فروش منزل خود وکالت دهد، این وکالت باطل و بلااثر و می توان ابطال وکالتنامه را تقاضا کرد.

مثال دیگر، شخصی که صغیر است نمی تواند به کسی وکالت دهد و همینطور نمی توان به صغیر وکالت داد.

ابطال وکالتنامه فروش:

ممکن است شخصی به دیگری برای فروش مال خود وکالت دهد. این قبیل وکالت ها در صورتی که مطابق قانون تنظیم شوند، صحیح و نافذ خواهند بود. در عرف جامعه فروش وکالتی امری مرسوم است. این وکالتنامه می تواند به دو صورت تنظیم شود:

  • با حق عزل وکیل وکیل.
  • بدون حق عزل وکیل (وکالت بلاعزل)

اگر وکالتنامه فروش با حق عزل باشد، تا زمانی که موضوع وکالت انجام نشده است، موکل می تواند بدون هیچ مشکلی وکیل را عزل کند.

اما اگر وکیل موضوع وکالت را انجام داده باشد، موکل برای عزل او باید به محاکم دادگستری مراجعه نماید و اثبات کند که عزل وکیل پیش از انجام موضوع وکالت صورت گرفته است.

در مورد انحلال وکالت بلاعزل در قسمت های بعدی توضیح خواهیم داد.

وکالت بلاعزل:

به طور کلی وکالت یک عقد جایز است. بنابراین هم وکیل می تواند هر زمان بخواهد از وکالت استعفاء دهد و هم موکل می تواند هر زمان بخواهد وکیل را عزل کند.

اما وکالت می تواند به گونه ای تنظیم شود که موکل اختیار عزل وکیل را نداشته باشد. وکالت بلاعزل، وکالتی است که در آن موکل اختیار عزل وکیل را از خود سلب نموده است.

در صورتی که وکالت یا عدم عزل وکیل ضمن عقد لازمی شرط شده باشد، موکل نمی تواند وکیل را عزل نماید و وکالت بلاعزل خواهد بود.

اما آیا هیچ گاه نمی توان چنین وکالتی را منحل کرد؟

انحلال وکالت

همان طور که گفتیم در وکالت بلاعزل موکل اختیار عزل وکیل را از خود سلب می کند. با این وجود، وکالت بلاعزل وکیل هم ممکن است منحل شود:

  1. چنانچه عقد وکالت برای مدت معینی منعقد شده باشد، با پایان آن مدت، عقد وکالت هم از بین می رود.
  2. با فوت یا جنون هر یک از وکیل یا موکل، عقد وکالت منحل می شود.
  3. اگر موکل خود موضوع وکالت را انجام دهد، حتی اگر وکالت به صورت بلاعزل باشد، منحل می شود.
  4. چنانچه متعلق وکالت از بین برود، وکالت منفسخ می شود. مثلا اگر علی برای فروش خانه ای به سعید وکالت داده باشد و سپس آن خانه آتش بگیرد و از بین برود، عقد وکالت هم از بین می رود.
  5. اگر وکالت به صورت بلاعزل باشد اما شرایط اساسی صحت عقد را نداشته باشد، می توان ابطال آن را تقاضا کرد.

ابطال وکالت بلاعزل طلاق:

 

در نظام حقوق خانواده ایران، حق طلاق با مرد است و مرد می تواند هر زمان بخواهد همسر خود را، بدون نیاز به اقامه ی دلیل، طلاق دهد.

مرد می تواند ضمن وکالتنامه ای به همسرش یا دیگری وکالت در طلاق دهد.

به این ترتیب علاوه بر مرد شخص دیگری نیز وکیل در طلاق همسر او خواهد بود. توجه داشته باشید با اعطای وکالت در طلاق به دیگری، اختیار طلاق برای مرد باقی می ماند.

وکالت در طلاق می تواند با حق عزل باشد یا به صورت بلاعزل تنظیم شود.

اگر در وکالت در طلاق حق عزل برای مرد وجود داشته باشد، مرد می تواند هر زمان بخواهد بدون مراجعه به دادگاه، وکیل در طلاق را عزل کند. مگر اینکه طلاق با استفاده از وکالتنامه انجام شده باشد، که در این صورت مرد باید ثابت کند که طلاق بعد از عزل وکیل انجام شده است. اما در حالتی که وکالت در طلاق بلاعزل باشد، وکالت در موارد زیر ممکن است منحل شود:

  1. چنانچه وکالت در طلاق برای مدت معینی باشد، با پایان آن مدت، عقد وکالت هم از بین می رود.
  2. با فوت یا جنون مرد یا وکیل او، عقد وکالت منحل می شود.
  3. اگر مرد خود اقدام به طلاق کند، حتی اگر وکالت به صورت بلاعزل باشد، منحل می شود.
  4. اگر وکالت در طلاق به صورت بلاعزل باشد اما شرایط اساسی صحت عقد را نداشته باشد، می توان ابطال آن را تقاضا کرد.

ابطال وکالت بلاعزل حضانت:

حضانت فرزند چه دختر و چه پسر تا هفت سالگی بر عهده ی مادر و پس از آن بر عهده ی پدر است.

البته والدی که حضانت را بر عهده ندارد در این مدت حق دارد با فرزند خود ملاقات داشته باشد.

زوجین ممکن است در مورد حضانت و نحوه ی ملاقات با طفل توافق کنند. این توافق می تواند بین خودشان باشد یا در حکم دادگاه منعکس شده باشد.

توافقی که زوجین در خصوص حضانت طفل و حق ملاقات با او انجام می دهند صحیح و نافذ است مگر اینکه مخالف با مصلحت بچه باشد.

مثلا اگر مطابق توافق طرفین حضانت فرزند تا 7 سالگی بر عهده ی مادر قرار گرفته باشد اما مادر شخص فاسدی باشد و صلاحیت نگهداری از طفل را نداشته باشد، به توافق عمل نمی شود. چرا که حضور بچه نزد مادر به صلاح او نیست.

ابطال وکالت فروش خودرو:

همان طور که گفتیم امروزه وکالت در فروش امری مرسوم است.

در بسیاری از موارد هم خرید و فروش به صورت وکالتی انجام می شود. در خصوص خودرو نیز فروشنده می تواند به صورت وکالتی، با خریدار معامله نماید. اگر وکالتی که فروشنده به خریدار می دهد با حق عزل باشد، فروشنده برای عزل نیازی به مراجعه به دادگاه ندارد و هر زمان بخواهد می تواند خریدار را عزل نماید. مگر اینکه خریدار موضوع وکالت را انجام داده باشد.

که در این صورت فروشنده باید به دادگاه مراجعه نماید و ثابت نماید که موضوع وکالت پس از عزل خریدار به عنوان وکیل انجام شده است.

اما اگر وکالت در فروش خودرو به صورت بلاعزل باشد، انحلال آن در موارد زیر ممکن است:

  1. چنانچه وکالت در فروش برای مدت معینی باشد، با پایان آن مدت، عقد وکالت هم از بین می رود.
  2. با فوت یا جنون هر یک از خریدار یا فروشنده، عقد وکالت منحل می شود.
  3. اگر فروشنده خود موضوع وکالت را انجام دهد، حتی اگر وکالت به صورت بلاعزل باشد، منحل می شود.
  4. چنانچه خودرو (متَعَلَق وکالت) از بین برود، عقد وکالت هم منحل می شود.
  5. اگر وکالت به صورت بلاعزل باشد اما شرایط اساسی صحت عقد را نداشته باشد، می توان ابطال آن را تقاضا کرد.

فسخ وکالت:

یکی دیگر از راه های انحلال وکالت، فسخ آن است.

همان طور که گفتیم وکالت یک عقد جایز است. بنابراین طرفین آن، یعنی وکیل و موکل، می تواند هر زمان بخواهند عقد وکالت را بر هم بزنند.

بنابراین موکل می تواند هر زمان بخواهد وکیل را عزل نماید. مگر اینکه وکالت بلاعزل باشد، که در این صورت انحلال وکالت با انجام موضوع وکالت، انقضای مدت، فوت یا جنون وکیل یا موکل ممکن است.

وکیل نیز هر زمان بخواهد می تواند از وکالت استعفاء دهد و به این ترتیب عقد وکالت فسخ می شود.

 

عزل وکیل دادگستری

اگر به وکیلی وکالت داده اید، و از عملکرد او ناراضی هستید به راحتی می توانید او را عزل کنید.

روش اول (روش بهتری): به شعبه دادگاهی که پرونده شما درش مطرح است مراجعه فرمایید و طی یک لایحه “درخواست عزل وکیل نمایید”.

روش دوم: شما می توانید با ارسال یک اظهارنامه به وکیل خود، عدم تمایل به همکاری و عزل ایشان را، اطلاع دهید.

 

 جهت مشاوره با وکیل حقوقی، با ما در ارتباط باشید. 22350512

0 0 رای
امتیاز مقاله
مشترک شدن
اطلاع رسانی کن
guest
0 نظر
بازخورد درون خطی
دیدن تمام نظرات
0
دوست دارید مشارکت کنید ؟ لطفا نظری بدهید!x
()
x